
ای ایل هنر خیز و هنر ریز و هنر ساز
ای باصری ای ایل دلیران سرافراز
از مرد و زنت غیرت و همت بخروشد
تاریخ به نام و هنرت چشم بدوزد
آنگه که وطن خواست نگهبان، بنمودی
از خون جوانان یلت عشق سرودی
هر لحظه به علم و عملت گشت گلستان
ایران شده مشعوف ز این ایل باستان
شاعر: مهدی توکلی

دوست من! حیف است مافرهنگمان را گم کنیم
راه و رسم ایل مان را توی شهر پنهان کنیم
ایل در هر حالتی خوب است
خوبه خوبه خوب
پس نباید با ادا اطوار آن را بد کنیم
دل به فرهنگ عشایر می زنم من..... دل به فرهنگ عشایر می زنی؟
تا هرآنچه باز مانده باقی را احیا کنیم
جای حسرت خوردن و ایلم چه شد کاری کنیم
پس بیا راهی شویم
عشق مان را نذر راه ایل و فرهنگش کنیم
می توانیم در کنار هم تو اصلا شک نکن
باورم کن تا نباید را کمی باید کنیم
عشق جاری است بسم الله ... بیا احیا کنیم
نقطه های مشترک را یک به یک پیدا کنیم
آخرش روزی صدای باصری ها می رسد
پس بیا باعشق این فرهنگ را احیا کنیم
شاعر: علیرضا عزیزی
|
چهارشنبه 07 مرداد 1394 ساعت 02:12 | نوشته شده به دست
baseri
| ( )
|